تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۴

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می دید که مدام خم می‌شد و چیزی را از روی زمین بر می‌داشت و توی اقیانوس پرت می‌کرد… او نزدیکتر می شود و می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد. – صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می […]

Amazing-Starfish-Shells-Beach-Desktop-HD-Wallpaper-1336x752

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می دید که مدام خم می‌شد و چیزی را از روی زمین بر می‌داشت و توی اقیانوس پرت می‌کرد… او نزدیکتر می شود و می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.

– صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

– این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

– دوست من ! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد . تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست . نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "ببین, برای این صدف , اوضاع فرق کرد.

خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "ببین, برای این صدف , اوضاع فرق کرد.

 

آری  زندگی نیز همینگونه است.. نجات هر لحظه از زندگی تغییر شگرفی در کیفیت زندگیتان ایجاد میکند. هرروز تنها یک قدم برای بهبود زندگی خود بردارید آنگاه خواهید دید که چگونه تغییرات عظیم به سراغ شما می آیند..

h

اوضاع فرق میکنه…

مدی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می دید که مدام خم می‌شد و چیزی را از روی زمین بر می‌داشت و توی اقیانوس پرت می‌کرد… او نزدیکتر می شود و می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.

– صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

– این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

 

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)