تاریخ انتشار: ۰۱ شهریور ۱۳۹۸

رویا یا دروغ ذهنی

رویاها برای ذهن همانند اکسیژن برای ریه ها هستند. اگر به سمت آن ها حرکت کنیم هورمون های شادی آزاد خواهند شد و با نادیده گرفتن آن ها احساسات بد را تقویت کرده ایم. ناامیدی و افسردگی شاید چیزی جز دلسرد شدن ذهن نسبت به امکان شکل گرفتن رویاها نباشد.

ممکن است فکر کنید در حال حاضر رویایی ندارید و به دلیل بی توجهی به رویاهای تان دلسرد و افسرده هم نیستید ولی اگر به گذشته ی خود برگردید خواهید دید که در سال گذشته نسبت به کارهای مختلفی از جمله درس خواندن شور و شوق داشته اید ولی چون برای کسب موفقیت خود برنامه ریزی و تلاشی نکرده بودید خود به خود آن ها را نادیده گرفته اید.

بعضی ها برای رویاهای خود می جنگند و امید و خوش بینی را در ذهن خود زنده نگه می دارند تا بتوانند در آینده سعادت ذهنی خود را به دست آورند. در حالی که گروهی رویاهای خود را در درون خویش دفن می کنند و تا آخر عمر ناامید و افسرده باقی می مانند.

برخی افراد به خود تلقین می کنند که آن چه اکنون دارند همان چیزی است که می خواسته اند. این گروه با بیان یک دروغ ذهنی به شرایط موجود دل خوش هستند. مانند فردی که می خواهد مدیر یک سازمان بزرگ باشد اما در عمل فقط به سرپرستی ساده و کار کردن با دستمزدی ناچیز رضایت می دهد. در حقیقت او به ضمیر خود می گوید: مدیر شدن راهی طولانی و خسته کننده است و استرس زیادی را برای بالا رفتن از نردبام ترقی باید تحمل کنم، پس بهتر است از خیر آن بگذریم.

گروهی از داوطلبان نیز با همین منطق به خود می گویند: افزایش تراز و کسب رتبه ی بهتر، از توان ما خارج است زیرا همه مشغول درس خواندن هستند و هیچ رقیبی هم دست از کار نمی کشد. پس امکانی برای موفقیت ما وجود ندارد.

اگر شما جزو این گروه داوطلبان هستید، می دانید برای بیرون رفتن از چنین تفکری باید چه کاری انجام دهید؟

راه حل بسیار ساده است. شما فقط به مقداری دلگرمی و امیدواری نیاز دارید.

گرد و خاکی را که روی رویاهای تان نشسته است، پاک کنید. اکنون وقت خانه تکانی است. تارهای نشسته بر روی رویاهای خود را بزدایید. رویایی را که همیشه در آرزوی به دست آوردنش بودید زنده کنید و یادتان باشد که برای تحقق آن رویا نیازمند فعالیت و تلاش هستید. بپذیرید که ناتوانی در تحقق رویاها دروغی ساخته و پرداخته ی ذهن تان بوده است.

فقط در این صورت است که می توانید دوباره نفس بکشید. تنها در این صورت است که ضمیر ناخودآگاه تان می فهمد که زندگی ارزش زحمت کشیدن دارد. تنها در این صورت است که درک می کنید نیازی به افسردگی و ناامیدی نیست و تنها در این صورت است که می توانید به رقم خوردن موفقیت تان اطمینان داشته باشید.

وقتی رویای خود را شکل دادید و اندیشه ی پیروزی در ذهن تان شکل گرفت، باید الویت های زندگی خود را مشخص کنید. از این به بعد است که کار اصلی شما یعنی «عملی کردن اهداف» آغاز می شود. همه ی ما این مرحله را باید با داشته های خودمان طی کنیم. در این مرحله، موثرترین کار نوشتن برنامه است. برنامه چشم اندازی است که به آینده دارید. نگاهی است که به فضاها و امکانات پیش روی خود می اندازید.

هفته ها را برای خود حد فاصل برنامه ریزی خا قرار دهید. یک هفته روی الویت ها تمرکز کنید و هفته ی بعد ضمن آغاز فعالیت، کارهای هفته ی قبل را مرور و کاستی ها را برطرف کنید. توجه داشته باشید که آیا در ایجاد تعادل بین برنامه ها موفق بوده اید یا خیر.

وقتی دست به برنامه ریزی می زنیم و زمان خود را مدیریت می کنیم در حقیقت الویت های خود را انتخاب کرده ایم. برای عموم مردم الویت، خوش گذراندن حال است و برای اهداف دور و دراز اهمیت زیادی قائل نیستن. اما برنده ها روی اهداف بلند مدت خود تمرکز می کنند. برای اهداف خود برنامه و زمان بندی دارند. آنان تنبلی و سستی را از برنامه ی خود حذف کرده اند و به جای درگیر بودن در شکست ها و ناکامی ها، با این فکر زندگی می کنند که باید آن ها را دور بریزند و صحبت و گفت و گو در مورد آن ها را متوقف کنند. موفق ها سعی می کنند بیاموزند که چگونه شکست های خود و دیگران را نادیده بگیرند.

 

 

 

گ.۲

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)