تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۸

شاهنشاهی کوشانی یک امپراتوری باستانی به مرکزیت بلخ (باختر) در افغانستان امروزی بود که توسط یوئه‌چی‌ها در سده نخست میلادی بنیان گذاشته شد. این شاهنشاهی در اوج گستره خود در زمان کانیشکا افغانستان امروزی، شمال هند و بخش‌هایی از آسیای میانه مانند سغد و خوارزم را زیر فرمان خود داشت.

۲۵۰px-Kushanmap

شاهنشاهی کوشانی (بلخی: Κυϸανο (آوانویسی به لاتین: Kušano)، یونانی: Βασιλεία Κοσσανῶν، سانسکریت بودایی: Guṣāṇa-vaṃśa، چینی: 貴霜帝國، پهلوی: Kušan-xšaθr، پارسی میانه: Kušan-šahr[۱]) یک امپراتوری باستانی به مرکزیت بلخ (باختر) در افغانستان امروزی بود که توسط یوئه‌چی‌ها در سده نخست میلادی بنیان گذاشته شد. این شاهنشاهی در اوج گستره خود در زمان کانیشکا افغانستان امروزی، شمال هند و بخش‌هایی از آسیای میانه مانند سغد و خوارزم را زیر فرمان خود داشت.

کوشان‌ها (به باختری: کوشانو) یکی از پنج تیره یوئه‌چی بودند که در جریان مهاجرت از آسیای میانه به سمت سرزمین‌های ایرانی شرقی در افغانستان امروزی و به ویژه بلخ ساکن شدند. یوئه‌چی شکل چینی نام این اقوام است و نام اصلی آن‌ها به دست ما نرسیده‌است. با این حال امروزه تاریخ‌نگاران معتقدند که یوئه‌چی به شکل اتحادیه‌ای از اقوام ایرانی و تخاری بودند.

کوشان‌ها در دوران اولیه خود، از زبان یونانی – که به دلیل حکومت طولانی یونانیان بر بلخ در منطقه رایج بود – به عنوان زبان درباری خود استفاده می‌کردند اما پس از گذشت مدتی، احتمالاً در سال ۱۲۷ میلادی، کانیشکا زبان بلخی را که در این زمان به زبان مادری کوشان‌ها تبدیل شده بود، به عنوان زبان رسمی امپراتوری خود اعلام کرد. شاهنشاه (به باختری (بلخی): شائونانشائو) کوشانی، کانیشکای بزرگ، از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ بودایی‌گری بود. او نقش بسیار بزرگی در گسترش بودایی‌گری در هند، افغانستان و چین بازی کرد.

کوشان‌ها با امپراتوری روم، شاهنشاهی ساسانی، پادشاهی آکسوم و دودمان هان امپراتوری چین روابط دیپلماتیک داشتند. با وجود اینکه هنر، فلسفه و دانش بلخی در دوران کوشان‌ها دوران طلایی‌ای را پشت سر گذاشت، از آثار کوشانی به جز سنگ‌نبشته‌های سلطنتی چیزی به دست ما نرسیده‌است و بیشتر تاریخ این امپراتوری را باید در منابع خارجی جست.

شاهنشاهی کوشان در اوایل و میانه‌های سده سوم میلادی تحت فشار نیروهای ساسانی از هم فرو پاشید. بخش‌های غربی آن شامل بلخ (مرکز امپراتوری)، سغد و گنداره تحت فرمان ساسانیان درآمد. ساسانیان این مناطق را به پادشاهی نیمه مستقلی به نام کوشانشهر بدل کردند و گروهی از شاهزادگان ساسانی موسوم به کوشانشاهان بر آن فرمان راندند. با این حال اعضای باقی مانده سلسله کوشانی تا سال ۳۷۵ میلادی بر بخش‌های جنوبی و شرقی آن که در شمال هند واقع بودند، حکومت کردند و در نهایت به دست امپراتوری گوپتا منقرض شدند.

خاستگاه

نام کوشان در منابع چینی به شکل Guishuang ضبط شده‌است. به گفته منابع چینی، آنان یکی از پنج تیره قومی که نامش به شکل یوئه‌چی در زبان چینی ضبط شده‌است، بودند. با این حال تاریخ‌دانان معاصر باور دارند آن‌ها به شکل اتحادیه کوچ‌رویی از اقوام آریایی و تخاری بودند.

در یادداشت‌های تاریخ‌دان بزرگ و کتاب هان که دو کتاب تاریخی چینی هستند، آمده‌است که یوئه‌چی‌ها در دشت‌های گانسو که امروز در شمال غرب چین واقع است، زندگی می‌کنند. در نهایت، شاه آن‌ها توسط هون‌ها (منظور شیونگ‌نو است) که آنان نیز با چینی‌ها در جنگ بودند، کشته شد. در جریان پیامدهای این اتفاق، یوئه‌چی در سال‌های ۱۷۶ تا ۱۶۰ پیش از میلاد، به سمت غرب مهاجرت کرد و رفته رفته در شرق جهان ایرانی (شامل افغانستان کنونی) ساکن شد. به گفته منابع چینی، پنج تیره یوئه‌چی از این قرار بودند: خیومی (休密)، گوئی‌شوانگ (貴霜)، شوانگ‌می (雙靡)، خیدون (肸頓) و دومی (都密).

یوئه‌چی‌ها در سال ۱۳۵ پیش از میلاد با دولت یونانی بلخ هم‌مرز شدند و به مرور یونانیان را به جنوب راندند.

 

کوشان‌های اولیه

بقایای باستانی از حضور کوشان‌ها در بلخ و سغد خبر می‌دهند. چندین مناطق مناطق باستان شناسی کوشانی تاکنون کشف شده‌اند که می‌توان به تخت سنگین، سرخ کوتل و قصر خالاچیان اشاره کرد. از این مراکز، تاکنون آثاری مانند تندیس‌ها و ظروف باستانی پیدا شده نیز پیدا شده که بیشتر آن‌ها یک سوار درحال تیراندازی را نشان می‌دهند. همچنین در ویرانه‌های شهرهای مرتبط با حضور یونانیان در بلخ، مانند آی‌خانوم، نیز بقایای کوشان‌ها پیدا گردیده است.

نخستین کسانی که به در نوشته‌هایشان به کوشان‌ها اشاره کرده‌اند، چینیان هستند. منابع چینی خبر می‌دهند که یوئه‌چی‌ها دولتی تاسیس کرده‌اند که به نام دولت گوئیشوانگ که شکل چینی واژه کوشان است. اولین فرمانروای کوشانی که داده‌های باستان شناسی وجودش را تایید می‌کنند، هرائیوس نام دارد. این شخص احتمالا پدر بنیان‌گذار شاهنشاهی کوشانی، یعنی کوجوله کادفیز بود و بر روی سکه‌هایش خود را «مستبد» خوانده است. از آنجایی که سکه‌هایش شکل یونانی دارند، حدس زده می‌شود که او در ابتدا متحد یونانیان بوده است.

بان‌گو، نویسنده کتاب هان (یک کتاب باستانی مرتبط با دولت هان)، از این می‌گوید که کوشان‌ها در بلخ در سال ۱۲۸ پیش از میلاد از به چند گروه تقسیم شده‌اند. همچنین فان یه (از تاریخ نگاران باستانی چینی) می‌گوید که رهبر کوشانیان که او چیو شیو چه ئه (کوجوله کادفیز) می‌خواندش، تمامی تیره‌های یوئه‌چی را تحت فرمان کوشانی‌ها در آورد و امپراتوری بزرگی را تاسیس کرد. هو هانشو بر اساس گزارش‌های ژنرال چینی بان یونگ به امپراتور چین در سال ۱۲۵ پس از میلاد، درباره کوشان‌ها می‌نویسد:

بیشتر از یکصد سال بعد [از فتح بلخ توسط یوئه‌چی بزرگ] شاهزاده [شیهو] کوشان [منظور بدخشان است] خود را شاه خواند و پادشاهان سلسله او خودشان را کوشان خواندند. او به آنشی [منظور پادشاهی سورن است] حمله کرد و گائوفو [کابل] را گرفت. او حتی همه پادشاهی‌های پودا [پکتیا] و جیبین [گنداره] را تماما فتح کرد. کیوتوقو [کوجوله کادفیز] در زمان مرگ بیشتر از هشتاد سال داشت. پسرش یانگوژن [ممکن است منظور ویما تاکتو یا برادرش سادکاسنا باشد] پس از او به جایش شاه شد و تیانژو [شمال غرب هند] را شکست داد و ژنرال‌هایش را در آنجا برای حکومت به مردم گماشت. پس از آن یوئه‌چی بسیار ثروتمند شد و تمام ملت‌ها شاه آنان را کوشان می‌نامند، اما دولت هان آن‌ها را با نام اصلی‌شان می‌شناسد: یوئه‌چی.

گوناگونی فرهنگی

کوشانیان با ورود به بلخ، فرهنگ این منطقه را پذیرفتند. پس از بلخی‌‍‌سازی کوشان‌ها، آنان از خط یونانی برای نوشتن زبان بلخی استفاده می‌کردند که نسبت به خط یونانی اصلی، یک Þ (که صدای «ش» می‌دهد) اضافه‌تر داشت. در سکه‌های ضرب شده پیش از دوران کانیشکا، از خط و زبان یونانی و خط پالی برای نوشتن بر روی آنان استفاده می‌شد. اما با به قدرت رسیدن او، زبان بلخی جایگزین یونانی شد.

آن‌ها همچنین اعتقادات و ادیان رایج را در بلخ را پذیرفتند که مهم‌ترین آنان مزداپرستی، دین یونانی و بودایی‌گری بود. از زمان ویما تاکتو، فرهنگ بودایی در قلمروی کوشان‌ها رواج بیشتری داشت تا اینکه در دوران کانیشکا به دین غالب در جاده ابریشم تبدیل شد. ویما کادفیز احتمالا خود به شیوایی‌گری (یکی از شاخه‌های هندویسم) اعتقاد داشت و در سنگ‌نبشته‌های کانیشکا نام تعداد زیادی از ایزدان زرتشتی دیده می‌شود. در مجموع می‌توان گفت اعتقادات کوشان‌ها ترکیبی از بودایی‌گری، زرتشتی‌گری و شیوایی‌گری بود.

قلمروی کوشانیان

آثار باستان شناسی حضور طولانی کوشان‌ها در سرخ کوتل، بگرام و پیشاور تایید می‌کند. مناطق دیگری که یافته‌ها بر حضور کوشانیان در آن مناطق مهر تایید می‌زنند شامل خوارزم، کوسامبی، سانچی، سارناث، اودیشا، مالوا و ماهاراشتراست.

اطلاعات سنگ‌نبشته تازه کشف شده رباطک نیز با گفته‌های تاریخ‌نگاران چینی هم‌خوانی دارد. به گفته این سنگ‌نبشته که به دستور کانیشکا حک شده‌است، کوشانیان تمام شمال هند را تحت فرمان خود در آوردند. در این سنگ‌نبشته نام تعداد زیادی شهر آورده شده است که نام شش تای آن‌ها با گفته‌های منابع چینی همخوانی دارد.

کشورهای کنونی افغانستان، پاکستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و بخش‌هایی از ترکمنستان قلمروی معمول دولت کوشانی را تشکیل می‌دادند. سکه‌هایی از فرمانروای کوشانی هویشکا در شهر مرو – در ترکمنستان امروزی – پیدا شده که نشان می‌دهد این منطقه برای مدتی تحت قلمروی این شاهنشاهی بوده است.

 

شاهنشاهان کوشانی

به رسم سایر فرمانروایان مستقلِ فلات ایران در روزگار باستان، فرمانروایان کوشانی نیز خودشان را شاه‌ِ شاهان نامیدند. این واژه در زبان بلخی به شکل شائونانشائو ضبط شده و برابر واژه پارسی شاهنشاهاست. آزادگر، نیکوکار، دادگر، خودمختار، خداوندگار، شایسته پرستش و او که فر شاهی را از نانا گرفته است، دیگر عناوینی هستند که فرمانروایان کوشانی برای خطاب به خودشان استفاده می‌کردند.

کوجوله کادفیز

او از سال ۳۰ تا ۸۰ میلادی حکومت کرد که سکه‌های زیادی از این دوران برجای مانده است. کوجوله کادفیز پدر پدربزرگ کانیشکا بود.

ویما تاکتو

نام این شاهنشاه در سنگ‌نبشته رطابک ذکر رفته است. او پیش از ویما کادفیز و کانیشکا حکومت کرده بود و در دوران شاهنشاهی‌اش شمال غربیِ جنوب آسیا را فتح کرد. منابع چینی از این می‌گویند که کوشان‌ها در زمان ویما تاکتو بسیار ثروتمند شدند.

او پانزده سال (۸۰ – ۹۵ میلادی) فرمانروایی کرد.

ویما کادفیز

ویما کادفیز (بلخی: Οοημο Καδφισης) احتمالا میان سال‌های ۹۵ تا ۱۲۷ به عنوان شاهنشاه کوشانیان فرمان راند. او نوه بنیان‌گذار شاهنشاهی و پدر کانشیکا بود. ویما کادفیز در سرزمین‌های امروزی افغانستان و پاکستان مناطقی را فتح کرد و در دوران او برای اولین کوشان‌ها سکه‌های طلا ضرب کردند.

کانیشکای بزرگ

کانیشکای بزرگ سیزده سال شاهنشاه کوشان‌ها بود. او بر مناطق وسیعی فرمان راند و خود نیز شمال هند را به صورت کامل تحت فرمان کوشانیان در آورد. در سنگ نبشته رباطک که به دستور وی نوشته شده است، آمده:

و هرکجا که [در هند] شاه و شخص مهمی بود، در برابر خواست او تسلیم شد؛ او همه هند را برابر خواست خود به زانو درآورد.

کانیشکا شاهنشاهی خود را طریق دو پایتخت خود اداره می‌کرد. یکی از آن‌ها در بگرام – جایی که یافته‌های باستان شناسی موسوم به گنج بگرام پیدا شده‌اند – و دیگری پیشاور بود. کانیشکا سال برتخت نشینی خود را (۱۲۷ میلادی) را با عنوان سال بزرگ آریایی به عنوان مبدا تاریخ کوشان‌ها اعلام کرد و تا سده بعد، یعنی زمانی که شاهنشاهی کوشان از هم فرو پاشید، این تقویم مورد استفاده کوشان‌ها بود.

واسیشکا

واسیشکا جانشین کانیشکا شد و به نظر می‌رسد که او بیست سال (۱۴۰-۱۶۰ میلادی) حکومت کرده باشد. مرزهای جنوبی امپراتوری او تا سانچی (در نزدیکی ویدیشای امروزی در کشور هند) می‌رسیدند، جایی که تعدادی سنگ نبشته از او پیدا شده است. متاخرترین سنگ نبشته او مربوط به سال بست هشت از تقویم کانیشکا بوده است.

هویشکا

هویشکا‌ (بلخی: Οοηϸκι) نیز یکی دیگر از شاهنشاهان کوشانی بود. او سی سال (۱۶۰-۱۹۰ میلادی) فرمانروایی کرد و دوران حکومتش به عنوان یکی از ادوار طلایی کوشان‌ها شناخته می‌شود.

بازودیوی یکم

بازودیو (بلخی: Βαζοδηο) آخرین فرمانروای بزرگ کوشانی بود که از سال ۷۴ تا سال ۹۸ بر مبنای تقویم کانیشکا حکمرانی کرد. این تاریخ برابر با ۱۹۱ تا ۲۲۵ میلادی است. او درست یک سال پس از اینکه ساسانیان شاهنشاهی اشکانی را فتح کردند، درگذشت. پس از مرگ بازودیو، حملات ساسانیان به قلمروی کوشان‌ها آغاز شد. کانیشکای دوم به جای او برتخت نشست.

جنگ با ساسانیان و سرنگونی کوشان‌های بزرگ

اینگونه که پیداست، پس از مرگ بازودیوی یکم، شاهنشاهی کوشان وارد یک جنگ داخلی شد و به دو نیمه شرقی و غربی تجزیه گشت. بخش غربی آن، خیلی سریع توسط شاهنشاهی تازه تاسیس ساسانی که در دهه‌های نخست خود بسیار ستیزه‌جو بود، فتح شد. این مناطق شامل بلخ (مرکز امپراتوری)، سغد و گنداره بودند و به نظر می‌رسد که جنگ میان ساسانیان و کوشانیان در سال ۲۴۰ میلادی به اتمام رسیده باشد.

ساسانیان شاهزاده نشینی به نام «کوشانشهر» را جایگزین دولت کوشانی نمودند که توسط کوشانشاه اداره می‌شد. کوشانشهر شامل بلخ، سغد و گنداره بود.

کوشان‌های کوچک

پس از سقوط کوشان‌های بزرگ، یک گروه از اعضای این سلسله بخش‌های هندی امپراتوری را حفظ کردند که به کوشان‌های کوچک معروف شد. آخرین شاه کوشانی که از او اطلاعتی به دست آمده، کیپونادا نام دارد که احتمالا در سال ۳۷۵ درگذشته است. فهرست کوشان‌های کوچک بدین شرح است:

  • کانیشکای دوم
  • واشیشکا
  • کانیشکای سوم
  • بازودیوی دوم
  • بازودیوی سوم
  • بازودیوی چهارم
  • بازودیوی پنجم
  • چهو
  • شاکای یکم
  • کیپونادا

کوشانشاهان

پس از فتح بخش‌های غربی دولت کوشانی، شاهنشاهان ساسانی یک شاهزاده نشین در این مناطق ایجاد کردند که به کوشانشهر موسوم شد. کوشانشهر توسط شاهزادگان ساسانی اداره می‌شد که به کوشانشاه معروف بودند. مهم‌ترین اتفاق مرتط با کوشانشاهان، شورش هرمز یکم کوشانشاه بر بهرام یکم ساسانی بود که البته با شکست مواجه شد. کوشانشاهان در سده چهارم میلادی توسط کیداریان منقرض شدند.

فهرست کوشانشاهان به شرح زیر است:

  • اردشیر یکم کوشانشاه
  • اردشیر دوم کوشانشاه
  • پیروز یکم کوشانشاه
  • هرمز یکم کوشانشاه
  • هرمز دوم کوشانشاه
  • پیروز دوم کوشانشاه
  • بهرام یکم کوشانشاه
  • بهرام دوم کوشانشاه
  • پبروز سوم کوشانشاه

انقراض

بخش‌های شرقی و باقی‌مانده شاهنشاهی کوشان تا نیمه‌های سده چهارم پس از میلاد بر پنجاب حکومت کردند تا اینکه سامودراگوپتا، فرمانروای امپراتوری گوپتا آنان را دست نشانده خود کرد. کوشانشاهان نیز در میانه سده چهارم میلادی و پس از شکست در برابر کیداریان از بین رفتند. سکه‌های کیداری به تقلید از سکه‌های کوشانی ضرب شده و این نشان می‌دهد که آنان مدعی جانشینی کوشانیان بودند.

در نهایت، باقی مانده کوشان‌ها در سده پنجم میلادی توسط هپتالیان از بین رفتند و آخرین کوشان‌ها نیز منقرض گردیدند.

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)