تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۷
مقالات اعتماد به نفس شماره ۶

مقالات اعتماد به نفس: شماره ۶

در مقاله قبلی به نشانه های اعتماد به نفس متعادل پرداختیم و همچنین به هرم نیازهای مزلو و طبقات آن اشاره کردیم.

مازلو هنگامی که این دیدگاه و آن نیازها را مطرح کرد، متوجه شد افراد بسیار کم و معدودی به قله ی هرم می رسند. او برای اینکه بتواند اطلاعات بیش تری به دست بیاورد روی افرادی که در قید حیات نبودند تحقیقاتی انجام داد. مازلو افراد مختلفی مثل موسیقی دانان، ورزش کاران، سیاست مداران، ادبا و پزشکان موفق را شناسایی کرد و از طریق مطالعه ی زندگی نامه ها و کتاب ها و از هر اطلاعاتی که در زندگی آن افراد بود به یک سری ویژگی های مشترک رسید که آن ها را ویژگی های افراد ”شکوفا“ نامید.

یکی از صفات یا خصوصیات افراد خود شکوفا این است که از قدرت مهار خود و از منابع غنی و سرشار درونی برخوردار هستند، شادی آن ها لزوماً بیرون از خودشان نیست، فقط دیگران نیستند که آنان را شاد می کنند، آن ها از درون خود شاد هستند. این افراد حب و بغض ندارند، بسیار متواضع اند و هیچ گاه سعی نمی کنند توانایی های خودشان را به رخ بکشند.

افرادی که اعتماد به نفس متعادل دارند توانایی ها و ناتوانایی های خود را می شناسند، خودنمایی نمی کنند و در زندگی احساس آرامش می کنند.

افراد خود شکوفا کسانی هستند که در مورد کاری که انجام می دهند و در مورد امور زندگی خودشان احساس مسئولیت می کنند. این افراد به دلیل اینکه توانایی هایشان را خیلی خوب می شناسند، حداکثر استفاده را از آن ها می کنند. اعتماد به نفس متعادلی دارند و اگر ضعف هایی هم داشته باشند آن را می پذیرند و حساسیتی نسبت به آن موضوع ندارند؛ مثلاًً اگر یک فرد خود شکوفا قدش خیلی کوتاه است، این را به عنوان یک ضعف نمی بیند، قدش کوتاه است ولی توانایی هایی دارد که یک فرد قد بلند ندارد. او معتقد است این خصوصیت (که به عنوان یک ضعف برای او قلمداد می شود) چیزی نیست که بتوان کاری در موردش انجام داد، هر چند اگر فرصتی وجود داشته باشد که اصلاحش کند، حتماً تلاش خود را خواهد کرد. در نتیجه، افراد خود شکوفا نقطه ضعف هایشان را خیلی راحت می پذیرند و حتی با تمسخر به آن ها نگاه می کنند، نه به عنوان یک عیب قابل توجه. این ها کسانی هستند که زندگی را آن طور که هست پذیرفته اند، نه آن طور که دلشان می خواهد باشد. این افراد به دلیل آنکه به مرحله ای که می خواستند رسیده اند، دیدشان نسبت به زندگی و جهان کاملاً متفاوت است، مسئولیت احساسات و افکار خود را قبول می کنند، در نتیجه خیلی راحت نظر خودشان را بیان می کنند. هیچ وقت در صدد تحقیر کسی نیستند و هیچ وقت سعی نمی کنند دیگری را کوچک کنند تا خود را بزرگ نشان بدهند و افراد بسیار شنوایی هستند. آنان هیچ گاه تلاش نمی کنند که دیگران را راضی کنند و نیازی به این نمی بینند که همه را به درستی گفته هایشان متقاعد کنند، نظر خودشان را ابراز می کنند اما تصمیم گیری و برداشت را به عهده ی جمع می گذارند و به اینکه دیگران در موردشان چه می اندیشند و چگونه برداشت می کنند خیلی حساسیت نشان نمی دهند، یعنی خود باوری شان درونی است.

افراد خود شکوفا کسانی هستند که احساس آرامش دارند.

از تئوری آقای مزلو نمی توان این گونه نتیجه گرفت که هر کس نیازهای کمتری دارد اعتماد به نفس متعادل تری دارد. آقای مزلو می گوید زمانی که ما به دنیا می آییم یک سری نیازهایی داریم. وسعت نیازهای ما در سال های اولیه بسیار زیاد است و شامل نیازهای اساسی، اولیه و زیستی مان می شود. یک نوزاد نیاز دارد که به او توجه و رسیدگی شود، به او شیر بدهند و از او محافظت کنند. این ها نیازهای بیولوژیکی یک نوزاد هستند.

از حدود سال دوم نیازهای بیشتری شکل می گیرند، او به توجه و رسیدگی نیاز دارد، کمی که بزرگ تر می شود به این نیاز پیدا می کند که مورد علاقه باشد؛ یعنی دیگران او را دوست داشته باشند. بعد از آن در هر مرحله نیازهایش محدودتر می شوند و اگر این نیازها به درستی رفع شده باشند، راحت تر به مراحل بالاتر می رسد، ولی اگر در همان نیازهای اولیه بماند، نیازهای دیگر او به درستی شکل نمی گیرد و اصلاً به بعضی از نیازهای طبقات بالاتر نمی رسد و یا این نیازها به صورت خیلی محدود در او ایجاد می شوند.

وقتی نیازهای فرد در زمان مناسب برآورده نشوند و او در یکی از مراحل بماند، از لحاظ شخصیتی رشد نمی کند. به عنوان مثال، فرد فکر می کند که چون هیچ گاه عشق، علاقه و توجه مناسبی دریافت نکرده، پس نمی تواند دیگران را دوست داشته باشد یا حتی دوست داشتن اصلاً برایش بی معنی می شود. به همین دلیل بعضی از افرادی که در زندگی عشق، علاقه و توجه دریافت نکرده اند، به اختلالات شدید رفتاری دچار می شوند، به طوری که آن ها را ضد اجتماعی، جامعه ستیز یا مخرب می نامند. اگر نیازهای فرد در زمان مناسب برآورده شوند و فرد به مرور و پله پله مراحل رشد را پشت سر بگذارد و از هر طبقه به شکل مناسبی به طبقه ی بالاتر برود، طبیعتاً هر چه فرد به نوک قله ی هرم و به مرزهای خود شکوفایی نزدیک تر شود، از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار خواهد بود.

ادامه دارد…

 

گ.۲

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)