تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۷
مقالات اعتماد به نفس شماره ۹

مقالات اعتماد به نفس: شماره ۹

اعتماد به نفس پایین را چطور می توان درمان کرد؟

میزان اعتماد به نفس افراد به خودباوری آنان بستگی دارد که در دوران کودکی و رشد، شکل می گیرد. هر چه سن افراد کم تر باشد تغییر دادن خودباوری و نحوه تفکر آنان ساده تر و در نتیجه درمان اعتماد به نفس شان راحت تر است؛ اما هر چه سن افراد بالاتر می رود خودباوری شان ریشه دارتر و تغییر دادن آن مشکل تر می شود، اما با این حال برای افرادی هم که به میان سالی رسیده اند و اعتماد به نفس پایین دارند خیلی کارها می توان کرد، فقط به شرط این که خودشان انگیزه داشته باشند، بخواهند و تلاش کنند. تنها در این صورت است که می توان برای تغییر دادن نوع نگاه آنان قدمی برداشت و باورهای نادرستی را که در آنان شکل گرفته کم رنگ کرد تا اعتماد به نفس شان متعادل شود و احساس رضایت از زندگی پیدا کنند.

می توان برای درمان اعتماد به نفس پایین، گام هایی برداشت که نگاه فرد نسبت به خودش و دید دیگران نسبت به او تغییر کند تا از این طریق بتواند به خودشناسی بهتری برسد. می توان به افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند یا توانایی های خود را محدود و بی ارزش می بینند آموزش هایی داد تا به وسیله آن ها نگاه خود را تغییر دهند. به عنوان مثال می توان از آن ها خواست در طول هفته جنبه های مثبت و منفی خود را یادداشت کنند.

بعضی ها فکر می کنند که اصلاً هیچ جنبه ی مثبتی ندارند اما اگر برای مثال ۲۵ مورد منفی داشته باشند و دو مورد مثبت، باید روی همان دو مورد فکر کنند. ممکن است فردی بگوید:”چشمان من قشنگ است.“ اما دوستانش با این نظر موافق نباشند، در این حالت فرد نباید به نظر دیگران توجه کند. مهم نیست آن ها چه فکر می کنند، فرد باید این مسئله را برای خودش یک امتیاز در نظر بگیرد و به آن فکر کند.

گاهی اوقات جنبه های مثبت افراد به علت وضعیتی که در آن قرار دارند منفی می شود؛ مثلاً فردی بسیار مهربان است، اما احساس می کند به نوعی از مهربانی او سو استفاده می شود و تصور می کند که این مسئله به او لطمه می زند، در این صورت مهربان بودن را جنبه ای منفی و به عنوان یک نقطه ضعف تلقی می کند؛ اما این برداشت اشتباه است.

همواره باید دقت داشته باشیم که صفات و خصوصیات خود را درست ارزیابی کنیم. چرا که ما خودمان را با دیدگاه ها، برداشت ها و باورهایی که از خودمان داریم، ارزش گذاری می کنیم.

فروید معتقد است از دیدگاه روان کاوی حافظه ی افراد هیچ گاه پاک نمی شود. تمام اطلاعاتی که از اوان زندگی به دست می آوریم و هر آن چه می بینیم و می شنویم و تجربه می کنیم، در ذهن ما نقش می بندد و ثبت می شود، اما فقط درصد کمی از آن ها در اختیار بخش خودآگاه ذهن ما قرار دارد. درست مثل یک کوه یخ که بخش اعظم آن زیر آب است و فقط بخش کمی از آن بالای سطح آب دیده می شود.

بخش اعظم اطلاعات و تجربیات ما که در ناخودآگاه ذهنمان وجود دارد، همان جا محبوس شده است و دسترسی به آن ممکن نیست، ولی گاهی بر اثر یک اتفاق یا به دنبال یک تصمیم یا با کمک انگیزه ها و یا با تداعی شدن یک موضوع، این اطلاعات از بخش ناخودآگاه وارد بخش خودآگاهمان می شود و جهت و مسیر احساسات و تفکرات ما را تغییر می دهد.

ممکن است یک خاطره یا یک موضوع خاص که سال ها پیش برای ما پیش آمده، بر اثر یک اتفاق معمولی دوباره زنده شود و ذهن ما را درگیر خود کند. حالا این اطلاعاتی که از بخش ناخودآگاه وارد بخش خودآگاه شده، ممکن است برای ما مفید باشد و منبع الهام و بروز خلاقیت شود، یا تجربه ناگواری را به یاد ما بیاورد که روی خودباوری و احساساتمان تأثیر نامطلوبی بگذارد.

به عنوان مثال، مرد ۶۵ ساله ای را دیدم که بسیار ناراحت بود و گریه می کرد، به دلیل این که یادش افتاده بود وقتی کودک بوده همیشه مادرش به او می گفته:”من تو را نمی خواستم، تو به درد نمی خوری، من منتظرم یک آشغالی بیاید تا تو را بدهم ببرد، اگر همان وقت تو را سقط کرده بودم دیگر این دردسرها را نمی کشیدم.“ به همین دلیل هر وقت مشکلی برای او پیش می آمد با این که بیش از ۶۰ سال از آن روزگار گذشته بود، یاد حرف های مادرش می افتاد و احساس می کرد زیادی است و از این مسئله رنج می کشید. اگر نیازهای فرد در زمان مناسب برآورده شوند و شخصیت او به مرور رشد یابد، می تواند به مرزهای خودباوری و خودشکوفایی برسد و در نتیجه از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار شود.

 

گ.۲

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)