تاریخ انتشار: ۰۳ تیر ۱۳۹۸
نقش_والدین_در_دروغگویی_نوجوانان (۲)

نقش والدین در دروغگویی نوجوانان (۲)

در مقاله قبلی با دروغگویی و علل آن آشنا شدیم، در این مقاله ابتدا به دیگر علل دروغگویی اشاره می کنم و به درمان دروغگویی می پردازیم.

  1. ۹. تظاهر: گاهی نیز کودک یا نوجوان ممکن است برای انجام ندادن کار، تظاهر به مریض شدن بکند. در نتیجه؛ به دروغ گفتن متوسل می شود. مثلا تکالیفش را انجام نمی دهد و در پاسخ به معلمش اظهار می دارد که مریض بوده و جالب اینجاست چنانچه پی گیری ها نیز انجام شود، اولیای او این مریضی را تایید می کنند تا وی را نیز تبرئه نمایند. نوعی لاف زدن بیجا شکلی از دروغگویی است که فرد سعی می کند به نوعی تظاهر به خشونت طبع و قساوت قلب کرده باشد تا قدرتی را به طور کاذب از خود نشان دهد.
  2. ۱۰. تحمیل تکالیف سنگین بر نوجوان: بزرگترها همان قدرت بدنی و فکری خود را از کوچکترهایشان متوقع هستند. این توقعات هنگامی که با سختگیری توام باشد، نوجوان را به سمت دروغ گفتن هدایت می کند. مثلا؛ بعضی از خانواده ها به نمره ی بیست اهمیت خاصی می دهند و راضی نیستند حتی فرزندان آنها نوزده بگیرد، لذا نوجوان در یک شرایط سخت روحی به سر می برد. اگر نمره خوب غیر بیست بگیرد به فکر دروغ، تقلب در گفتن، دستکاری در لیست نمره، مخفی کردن کارنامه و غیره می افتد.
  3. ۱۱. ترس و ضعف عجز: احساس حقارت و عجز و ضعف و دست کم گرفتن خود در بعضی مواقع بشر را از راه مستقیم فطرت راستگویی منحرف می کند و به سمت دروغگویی هدایت می کند. بزهکاری که در منزل است و به افراد خانواده اش می گوید، اگر من را خواستند بگویید نیستم و یا کارمندی که به علت تنبلی سرکار نمی رود و به اداره اش زنگ می زند و اظهار می دارد که مریض هستم و برایم مرخصی بنویسید. همگی عقده های روانی و ضعف های درونی است که به صورت دروغگویی جلوه می کند.

درمان دروغگویی: برای کاستن از میزان دروغگویی کودکان، نوجوانان، جوانان اقداماتی در خانواده و مدرسه باید انجام شود. این اقداماغت عبارتند از:

  1. گرایش اولیا به راستگویی: والدین و مربیان در خانه و مدرسه به طور جدی باید از دادن قول های دروغ به افراد پرهیز نمایند و آنچه را که در حد توانشان می توانند عمل نمایند قولش را بدهند. دادن وعده های بیجا و دروغ مقدمه ای برای دروغگویی در افراد به وجود می آورد. رو راست بودن، وعده های بیجا ندادن، راستگویی اولیا و مربیان به عنوان الگو و در موارد بی اطلاعی به صراحت با افراد، اظهار بی اطلاعی کردن، نوعی آموزش به راستگویی و دوری از دروغگویی است.
  2. بردباری در برابر ناتوانی ها و خطاها: متوقع بودن بیش از حد والدین از نوجوانان و جوانان آن ها را وادار می سازد دروغ و خلافکاری کنند. همراه بودن با آن ها و بردباری نشان دادن در راه کسب مهارت های لازم به مرور زمان و جبران اشتباهات یک اقدام اساسی در جلوگیری از رشد روحیه دروغگویی است.
  3. عدم اتهام دروغگو: چنانچه متوجه شویم که دروغگویی افراد از روی قصد و اراده ی خاصی نیست، نباید وی را متهم به دروغگویی کرد و این خصلت زشت را در وی به ثبوت رساند. بلکه باید غیر مستقیم از خطرات دروغگویی و خوبی های راستگویی صحبت به میان آورد. در این راستا از ضرب المثل ها و یا الگوهای افراد متشخص می توان استفاده کرد.
  4. آموزه های والدین: اگر نوجوانان و جوانان به سمت پیدا کردن یک الگو و معیار مشخص رفتاری هدایت شوند، این الگوها تاثیرگذار بر رفتار آن ها می شوند و رفتارهای نادرست اخلاقی از جمله دروغگویی به عنوان اعمالی غیر مجاز، زشت و ناپسند در ذهن آن ها تثبیت و ارزشیابی می شود.
  5. نقش بازی نکردن والدین: جهت مچ گیری از کودکان و نوجوانان در مواقعی که اقدام به دروغگویی غیر تجسس می کنند، راه های مناسب تری نیز وجود دارد که بهتر است به آنها توسل جست.
  6. زمینه ی ایجاد دروغ فراهم نشود: با کودکان، نوجوانان و جوانان هر گونه که رفتار کنیم، آن ها با ما همان گونه رفتار خواهند کرد. اگر با آن ها با آزادی و بدون تحکم و دستور دادن شدید رفتار شود و مجبور به اطاعت کورکورانه نباشند و رفتار و سلوک ما با آن ها دوستانه باشد، آن ها نیازی به دروغ گفتن ندارند و به فکرشان هم خطور نمی کند و به همان ترتیب و صادقانه با ما رفتار خواهند کرد.

 

 

 

گ.۲

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)