تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۷
وااااااای! عجب حافظه ای...!

وااااااای!عجب حافظه ای…!

«جیمز وینلند» معتقد است: اغلب وقتی که می گویید چیزی را فراموش کرده اید درست تر آن است که بگویید هرگز آن را به خاطر نسپرده اید.

آموختن، یادگیری و یادآوری مجموعه کارهایی فرآیندی هستند. کارهایی که انجام شدن آن ها محصول چرخه ای از رفتارهای پی در پی و تاثیر گذار بر هم باشد، فرآیندی نامیده می شوند. درست انجام شدن چنین کارها و رفتارهایی مستلزم آگاهی از اصول کلی و قاعده مندی است که سلسله وار بر روی یکدیگر دارای تاثیر هستند. آموختن، یادگیری و یادآوری که آن ها را با موضوع حافظه مرتبط می دانیم نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آن ها نیز تابع سلسله اصولی هستند که برخی از آن ها را مرد توجه و بررسی قرار می دهیم.

علاقه مند باش.

این موهبت بزرگیست که اگر به شدت به چیزی علاقه داشته باشید. در مورد به خاطر سپردن موضوع های مربوط به آن هیچ گونه اشکالی نخواهید داشت. اما مصیبت وقتی است که قرار باشد چیزی را فرا بگیرید که ابدا به آن علاقه ندارید. در این صورت چه باید بکنید؟

وقتی به دلایلی ضرورت ایجاب می کند موضوع خسته کننده ای را بیاموزید، این فرصت را برای خودتان ایجاد کنید تا مرتبا محاسن آموختن آن موضوع و معایب نیاموختن آن را به خود یادآوری کنید. به عبارت بهتر علاقه ی غیر مستقیم و ثانوی خود را نسبت به موضوع تقویت نمایید. این روش باعث خواهد شد تا فراگیری و به خاطر سپاری مطلب برای شما با راحتی بیش تری انجام شود.

انتخاب کن.

اراسموس دانشمند برجسته ی هلندی می گوید: «حافظه ی خوب و قوی باید مانند یک طور ماهیگیری تمام ماهی های درشت را در خود نگه دارد و ماهی های ریز را رها سازد.»

هنگام مطالعه ی یک موضوع یا آماده شدن برای امتحان در موضوعی خاص، گزینش مطالب تکنیک ویژه ای است که باید انجام دهید. توجه خود را به مطالبی معطوف کنید که فهمیدن و به خاطر سپردن آن ها را دشوار می دانید. باید با استفاده از روش های خط کشیدن زیر کلمات، برجسته سازی، علامت گذاری و … با تلاش و کوشش، رچیزهایی را که لازم است فرابگیرید، در خاطراتان ثبت و ضبط کنید.

درست آغاز کن.

گاهی به نظر می رسد برخی دوست دارند غلط شروع کنند و وقتی که تصمیم خود را گرفتند، میل ندارند آن را تغییر دهند و یا به سهل انگاری و اشتباه خود اعتراف کنند. اگر چیزی به خطا فرا گرفته شد آن قدر تکرار می شود تا قویا جایگزین شود. در این صورت، تغییر یا از بین بردن آن دشوار می شود. چیزی را به غلط آموختن سپس فراموش کردن و آن گاه مجددا درست فرا گرفتن همان موضوع سه باره کاری است.

موضوع را بفهم.

برای یاد گرفتن و به حافظه سپردن دو راه وجود دارد، عادت و فهیمدن عادت، فراگرفتن عملی است و فهمیدن، فراگرفتن از راه آموخته هاست. البته معمولا فراگیران این دو روش را به صورت هم زمان به کار می برند. اگر ریشه و پایه ی موضوعی را بفهمید و درک کنید، یادگیری مطلب برای تان ساده خواهد شد. وقتی شما یک فرمول را حفظ می کنید و آن را به دفعات مورد استفاده قرار می دهید، در حقیقت از عادت برای آموختن استفاده کرده اید. اما شما می توانید به جای حفظ کردن فرمول، راه اثبات آن را بفهمید. در این صورت به یادآوری و استفاده کردن از همان فرمول برای تان ساده تر و عملی تر خواهد شد.

ارتباط معقول برقرار کردن.

ویلیام جیمز می گوید: «هر چه ارتباط بین موضوعات بیش تر باشد، هر دو مطلب بهتر در حافظه ضبط می شوند.» وقتی بتوانید وجه مشترکی بین دو موضوع بیابید و در مغز خود بین آن ها ارتباطی برقرار نمایید، نگهداری بهتری نیز می توانید داشته باشید. نتیجه ی این نگهداری بهتر، یادآوری مطمئن تر خواهد بود. اما یادتان باشد این ارتباط برقرار کردن فقط در مشابهت ها نیست، بلکه اختلاف ها هم به اندازه ی مشابهت ها دارای اهمیت هستند. اگر به اختلاف ها توجه نکنیم، فقط ارتباط دادن موارد مشابه به یکدیگر، فرد را دچار سردر گمی خواهد کرد.

زمینه سازی کن.

برای تشکیل ارتباطات و تشخیص و تمیز دادن روابط، داشتن زمینه ی آگاهی های بیشتر، ضرورت دارد. آن چه را که تنها باشد نمی توان فهمید. هر موضوع منفرد و مجزا، بی معنی است. وقتی می توانید انتخاب کنید که دو واقعیت مستقل را در کنار یکدیگر مقایسه نمایید. بهترین راه برای تقویت حافظه در مورد داده های یک موضوع آن است که تا می توانید زمینه سازی بیش تری در مورد اطلاعات پیرامون آن موضوع انجام دهید.

سازمان دهی کن.

”جایی برای هر چیز و هر چیزی در جای خود“ اصلی است که باید بر حافظه حکومت کند. یک حافظه ی خوب مانند یک سیستم بایگانی است که به خوبی سازمان یافته باشد و اطلاعات به صورت صحیح و اصولی در آن نگه داری شوند.

کل و جزء را با هم ببین.

بلعیدن اطلاعات فراوان به طور یک جا امکان پذیر نیست. بنابراین باید موضوع های گسترده را خرد کرد. البته باید همواره نظری کلی به تمام موضوع بیندازید. به این معنا که در فرا گرفتن هر علم و اطلاعی، مفهوم کل، نقش مسلط و اصلی را به عهده دارد. برای این که کل را بدانیم باید از اجزا با خبر باشیم و برای اینکه اجزا را بدانیم باید از کل آگاهی داشت۲ ه باشیم.

جدا کن. دسته بندی کن.

حافظه ی کوتاه مدت می تواند ۷±۲ واحد را به صورت مجزا در خود جای دهد. برای ارتقای حافظه می توانیم از دسته بندی استفاده کنیم. برای مثال عدد ۳۱۴۸۲۹۰۵۶ را در نظر بگیرید. برای یاد گرفتن و به خاطر سپردن آن، آسان تر است که آن را به سه گروه ۰۵۶، ۸۲۹، ۳۱۴ تقسیم کنیم. این همان کاری است که برای به خاطر سپاری شماره ی تلفن انجام می دهیم. هم چنین حفظ کردن و به خاطر آوردن یک سری ارقام مانند ۷، ۲، ۱، ۸، ۶، ۳، ۴، ۹ را می توان به صورت ۷۲۱۸- ۶۳۴۹ آسان تر فرگرفت.

آخرین راهکار

یک نکته باقی ماند و آن هم این است که برای داشتن حافظه ای برتر و بهتر باید دست به کار شد. باید همت کرد و یک یا چند روش از روش هایی را که توضیح داده شد، مورد استفاده و بهره برداری قرار داد. این روش ها فقط زمانی نتیجه می دهند که از آن ها بهره برداری شود.

 

 

گ.۲

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)