تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۴

  مردی يك پيله پروانه پيدا كرد. و آن را با خود به خانه برد. يك روز سوراخ كوچكی در آن پيله ظاهر گشت مرد كه اين صحنه را ديد به تماشای منظره نشست ساعتها طول كشيد تا آن پروانه توانست با كوشش و تقلای فراوان قسمتي از بدن خود را از آن سوراخ كوچك […]

342265_XAw9gMIo

 

مردی يك پيله پروانه پيدا كرد. و آن را با خود به خانه برد. يك روز سوراخ كوچكی در آن پيله ظاهر گشت مرد كه اين صحنه را ديد به تماشای منظره نشست ساعتها طول كشيد تا آن پروانه توانست با كوشش و تقلای فراوان قسمتي از بدن خود را از آن سوراخ كوچك بيرون بكشد.

پس از مدتی به نظر رسيد كه آن پروانه هيچ حركتی نمي كند و ديگر نمی تواند خود را بيرون بكشد. بنابراين مرد تصميم گرفت به پروانه كمك كند! او يك قيچي برداشت و با دقت بسيار كمي آن سوراخ را بزرگتر كرد. بعد از اين كار پروانه به راحتی بيرون آمد.

اما چيزهايی عجيب به نظر مي رسيد. بدن پروانه ورم كرده بود و بالهايش چروكيده بود مرد همچنان منتظر ماند او انتظار داشت بالهاي پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند اين بدن چاق را در پرواز تحمل كند. اما چنين اتفاقی نيفتاد.

در حقيقت پروانه ما باقی عمر خود را به خزيدن به اطراف با بالهاي چروكيده و تن ورم كرده گذراند و هرگز نتوانست پرواز كند.

آنچه اين مرد با شتاب و مهربانی خود انجام داد سبب اين اتفاق بود.

سوراخ كوچكي كه در پيله وجود داشت حكمت خداوند متعال بود. پروانه بايد اين تقلا را انجام مي داد تا مايع موجود در بدن او وارد بالهايش شود تا بالهايش شكل لازم را براي پرواز بگيرند.

بعضي مواقع تلاش و كوشش و تحمل مقداري سختي همان چيزي است كه ما در زندگي به آن نياز داريم. اگر خداوند اين قدرت را به ما مي داد كه بدون هيچ مانعي به اهداف خود برسيم آنگاه چنين قدرتي كه اكنون داريم نداشتيم. اگر كسي دست شما را بگيرد ديگر پرواز نخواهيد كرد.

پروانه

 

مردی يك پيله پروانه پيدا كرد. و آن را با خود به خانه برد. يك روز سوراخ كوچكی در آن پيله ظاهر گشت مرد كه اين صحنه را ديد به تماشای منظره نشست ساعتها طول كشيد تا آن پروانه توانست با كوشش و تقلای فراوان قسمتي از بدن خود را از آن سوراخ كوچك بيرون بكشد.

 

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)